شمایل تاریک کاخ ها

شمایل تاریک کاخ ها،حسین سناپور،نشر چشمه، چاپ دوم 1389، 4500 تومان

کتاب شمايل تاريک کاخ‌ها شامل دو داستان، آتش بندان و شمايل تاريک کاخ‌ها مي‌شود. داستان آتش بندان ماجراي مردي زرتشتي است که پس از سال‌ها دوري از وطن و اعتقاداتش،کابوس‌هاي هولناکي به سراغش مي‌آيند و او تصميم مي‌گيرد براي فهميدن خواب‌هايش به شهر آبا و اجداديش، يزد، برگردد و به دنبال ريشه‌ي ناآرامي‌هايش بگردد.

شمايل تاريک کاخ‌ها ماجراي دو زوج، ناصر و معصومه و کوروش و سپيده، است که در ضمن بحث‌هاي هميشگيشان درباره‌ي تاريخ و فرهنگ ايران، تصميم مي‌گيرند بعد از مطالعه درباره‌ي تاريخ صفويه به اصفهان سفر کنند. ناصر که شخصيت اصلي و راوي داستان نيز هست، به قدري در تاريخ اين دوره غرق مي‌شود که شخصيت‌ها و اتفاقات تاريخي براي او زنده مي‌شوند ارتباطش را با دنياي واقعي و آدم‌هاي اطرافش قطع مي‌کنند و به او درک جديدي از روش زندگي مي‌دهند.

هر دو داستان بر واقعيت‌ها و اتفاقات تاريخي بنا شده‌اند. آتش بندان از سرگذشت زرتشتيان در ايران مي‌گويد و شمايل تاريک کاخ‌ها از عصر صفويه و اقدامات شاه عباس. در هر دو داستان شخصيت‌هاي اصلي آنقدر در تصورات يا خواب‌هايش غرق مي‌شوند که مرز بين واقعيت و خيال را گم مي‌کنند و اسير کابوس‌ها و ماليخولياي خود مي‌گردند. سفر که از بن مايه‌هاي کهن جهاني داستان است در هر دو داستان نقش تعيين کننده دارد و شخصيت‌هاي اصلي براي فرار يا بهتر فهميدن کابوس‌هايشان سفر مي‌کنند و در پايان سفر به درک جديدي از خود و زندگيشان مي‌رسند.

بُعد داستاني آتش بندان کمتر از شمايل تاريک کاخ‌هاست و نويسنده موفق نشده حوادث تاريخي را به خوبي با شخصيت اصليش مرتبط و منطبق کند. به همين علت جاهايي که از دين زرتشتي صحبت مي‌شود بيشتر حالتي گزارش وار و تاريخ گونه دارد و به خوبي در متن داستان حل نشده‌است. اما شمايل تاريک کاخ‌ها داستان موفقي است که در عين حالي که در کمال ظرافت اطلاعت مفيد و جالبي از بخش‌هاي کمتر دانسته‌ي تاريخ به خوانندگانش مي‌دهد، در لايه‌ي زيرين خود از باورهاي عميق ايرانيان سخن مي‌گويد. ناصر، راوي داستان شمايل، نماينده‌اي از فرهنگ ايراني است که در طول اين سفر و در مواجه با تاريخ يکي از پرشکوه‌ترين سلسله‌هاي سرزمينش، به خودش و تاريخ خانوادگيش رجوع مي‌کند و به خيال خود راه حل جديدي براي فرار از مشکلاتش مي‌يابد.

هاروکی موراکامی

هر کتاب دریچه‌ای جدید به دنیایی متفاوت است. اما هستند کتابهایی که نه تنها ما را با دنیا و چه بسا دنیاهای جدید، آشنا می کنند، بلکه آنقدر قدرتمندند که می‌توانند دنیای خیالی نویسنده را به ذهن تحمیل کنند و مرز بین واقعیت و خیال را بشکنند و به ما بباورانند که ممکن است جهانی، ورای دنیای سراسر واقعیت و جدیتی که در آن زندگی می کنیم، به موازات دنیای ما وجود داشته باشد و هرلحظه درهای آن مشتاقانه به سمت ما باز شود، اما ما از آن بی خبر باشیم.
داستان های موراکامی از این دسته کتاب ها هستند. موراکامی با داستان های کوتاهش در ایران مشهور شد و ظرف مدت کوتاهی علاقه مندان پروپاقرص آثارش را یافت.یکی از مهمترین علل محبوبیت داستان های او را می توان خلق فضاهای سوررئالیستی در دنیای معاصر انسان قرن بیست و یکم یافت. او ذره‌بین نگاه موشکافانه‌اش را معطوف به زاویه های جدیدی از شخصیت و دنیای انسان امروزی کرد و برای این روح پیچیده و تنهای معاصر، دنیایی به پیچیدگی و شگفتی خودش آفرید تا از انسان و زوایای ناشناخته اش بگوید. داستان های موراکامی نمونه های موفقی از تلفیق سنت و مدرنیته هستند و تابلوهایی بدیع از انسان هایی که در مرز این دو دنیا اسیرند


Image

از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم،ترجمه‌ی مجتبی ویسی، نشرچشمه، 1389، 3800 تومان

اگر عنوان کتاب برایتان آشناست تعجب نکنید. بدون شک به یاد این داستان ریموند کارور با عنوان «وقتی از عشق حرف می زنم، از چی حرف می زنم» افتادید. موراکامی یکی از دوستان نزدیک و دوستداران جدی آثار کارور است. او در این کتاب که نامش را با اندکی تغییر، از کارور به وام گرفته، از نویسندگی و چطور نویسنده شدنش می گوید. موراکامی در نه فصل از علاقه اش به دویدن می گوید و در حین صحبت از آن از زندگیش،چطور نویسنده شدنش و تکنیک ها و ایده های داستانیش می گوید. کتاب با اینکه شکل نوشته های مستند و خاطره‌وار را دارد اما از انسجامی داستانی برخوردار است و به علت هنرمندی نویسنده، به راحتی می توان در تجربیات موراکامی شریک شد، به دویدن عشق ورزید، از دویدن یاد گرفت و از همه مهمتر با نویسنده‌ای مشهور و روش زندگیش به طور غیرمستقیم، آن هم از زبان خودش، آشنا شد.

«با این اوصاف، هنوز احتمال دارد کسی با خواندن این کتاب به خود بگوید:« هی، بد نیست من هم یک بار دویدن را امتحان کنم»، و بعد ببیند که از آن خوشش آمده است. برای من که اتفاقی دلپذیر خواهد بود و به عنوان نویسنده ی کتاب از آن بسیار خشنود خواهم شد. اما هرکس سلیقه ی خاص خودش را دارد و از چیزهایی خوشش می آید و از چیزهایی نه. عده ای با ماراتن کنار می آیند، جمعی با گلف و بعضی ها هم با قمار. هربار که محصلان را در زنگ ورزش، آماده برای دو استقامت می بینم دلم به حالشان می سوزد.مجبور کردن یک عده به دویدن که علاقه ای به آن ندارند یا اندامشان آمادگی کامل را برای انجام آن ندارد، شکنجه ای بی ثمر است. همیشه می خواهم به معلمان سفارش کنم که شاگردان مقاطع مختلف دبیرستان را با هم وادار به طی یک مسیر نکنند ولی می ترسم کسی گوشش بدهکار نباشد. در همه ی مدارس وضع همین است. مهم ترین نکته ای که در مدرسه یاد می گیریم آن است که مهم ترین نکته ها را در مدرسه نمی توان یاد گرفت!»

Image

دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای آوریل، ترجمه‌ی محمود مرادی، نشر ثالث،1389 ، 2700 تومان

مجموعه‌ای جدید با داستان‌های کوتاه جدید که علاقه‌مندان به آثار موراکامی، بعضی از آنها را در سایت ها و وبلاگ های داستان کوتاه دیده و خوانده‌اند. این مجموعه شامل 7 داستان است که همه‌ی آنها زاویه‌ی جدیدی از درون انسان ها را به نمایش می گذارند. برخلاف رمان کافکا در ساحل یا دیگر داستان های کوتاه موراکامی، داستان های کوتاه این مجموعه به تصویر دنیای عجیب و غریب و غیرواقعی نمی پردازند بلکه این بار شخصیت های داستان هستند که هرکدام به نحوی عجیبند یا اینکه در موقعیت هایی غیر طبیعی قرار می گیرند. آنها روزی از خواب بیدار می شوند و به واکاوی خود می پردازند و این آغاز چالش آنها با خود ناشناخته‌ی جدیدشان است.

بدون شک دو داستان «میمون شیناگاوا» و « قلوه سنگی که هر روز جابجا می شود» از زیباترین و موفق ترین داستان های این مجموعه هستند. در داستان اول، زنی با فراموشی تدریجی مواجه می شود و کم کم این فراموشی آنقدر گسترده می شود که او را مجبور می کند نزد مشاور برود و بعد از رفت و آمد های بسیار متوجه می شود علت این فراموشی و سردرگمی گم کردن و جاگذاشتن اسمش در گذشته است! داستان دوم، داستان مردی است که به دنبال عشق واقعی در زندگیش می گردد و همیشه این حرف پدرش را به یاد دارد که «از بین زن هایی که یک مرد در زندگی با آنها روبرو می شود، تنها سه زن برای او معنای حقیقی دارند...» و او به دنبال زنان حقیقی زندگیش و برای درک حقیقت دوست داشتن با زنی عجیب اما به یادماندنی آشنا می شود.

کتاب به سبک دیگر آثار موراکامی پیچیدگی های مفهومی خاص خودش را داردکه گاه این گره های معنایی به نگاه روانکاوانه‌ی نویسنده در تحلیل شخصیت ها و پرداخت داستان ها برمی گردد. هرچند این ابهام و پیچیدگی لذت کشف بی نظیری را به خواننده هدیه می کند.

 

***

فراخوان اولين جشنواره‌ي داستان كوتاه شيراز

استان فارس

جشنواره‌ي داستان‌كوتاه شيراز با اهداف زیر٬در دو بخش اصلي٬با موضوع آزاد٬ و بخشِ ويژه٬ با موضوع كودك٬برگزار می کند.

اهداف

1.ايجاد فضاي مناسب براي مستعدين در زمينه‌ي نويسندگي به‌ويژه براي علاقه‌مندان در شهرستان‌هايِ استان.

2.معرفي دانشگاه شيراز به عنوان عامل موثر و جهت‌دهنده در زمينه‌ي خلاقيت هاي ادبي.

3.ارتباط  نخبگان ادبي غيرِ دانشگاهي با فضايِ آكادميك و رسمي دانشگاه.

4.ترغيبِ استعدادهايِ ادبي استان براي فعاليت در زمينه‌ي ادبيات كودك در راستاي برنامه‌ريزي‌هاي دانشگاه مبني بر اهميت دادن به اين گونه‌ي ادبي.

5.نهادينه شدن جشنواره به عنوان يك جشنواره‌ي رسميِ سالانه در زمينه‌ي داستان كوتاه در سطح استان و ارتقاي آن در سال‌هاي بعد در سطح كشور.

شرايط و مقررات

- حجم داستان‌هاي ارسالي بايد منطبق بر معيارهاي متعارف داستان‌كوتاه باشد.

- هر فرد مي‌تواند حداكثر با دو اثر در هر بخش شركت كند.

- داستا‌ن‌هاي ارسالي نبايد قبل از اين در جشنواره‌ي ادبيِ ديگري حائز مقام شده و يا در جايي چاپ شده باشند.

- داستان‌هاي ارسالي مي‌بايست در محيط word و به‌صورت پيوست (attach) فرستاده شود.

- اطلاعات مربوط به نويسنده (شاملِ نام و نام‌خانوداگي، تاريخ تولد، شهرستان و آدرس دقيق محل اقامت، شماره تماس و تحصيلات) بايد در همان فايل آثار و قبل از عنوان نوشته شود.

- دانشجويانِ مشغول به تحصيل در دانشگاه‌هاي سطح استان فارس نيز مي‌توانند در جشنواره شركت كنند. اين دسته از شركت‌كنندگان لازم است مشخصات دانشجويي خود (شامل نام دانشگاه، رشته‌ي تحصيلي، مقطع تحصيلي و شماره‌ي دانشجويي) را همراه آثار ارسال كنند.

- آثارِ ارسالي در بخش ويژه (كودك) بايد براي مقطع سني كودك (شامل گروه‌هاي‌ الف‌: قبل از دبستان، ب‌: اول تا سوم دبستان و ج‌: چهارم و پنجم دبستان) باشد.

- ارسال كننده‌ي اثر صاحب اثر تلقي مي‌شود و جشنواره هيچ مسووليتي در اين مورد برعهده نخواهد داشت.

- تنها راه شركت در جشنواره و ارسال اثر از طريق پست‌الكترونيك جشنواره (shiraz@moelmi.ir)خواهد بود. بديهي است به آثار ارسالي از راه‌هاي ديگر ترتيب اثر داده نخواهد شد.

زمان‌بندي جشنواره

آغاز مهلت ارسال آثار: 20 دي‌ماه 1389

پايان مهلت ارسال آثار:15 اسفند‌ماه1389

داوريِ اوليه‌ي آثار:

از 17اسفند‌ماه 1389تا 20فروردين‌ماه 1390

داوريِ اصليِ آثار:

 از22فروردين‌ماه 1390 تا 12ارديبهشت‌ماه 1390

اختتاميه‌ي جشنواره:

نيمه‌ي دوم ارديبهشت‌ماه1390

(روز دقيق جشنواره متعاقبا اعلام خواهد شد)

امتيازات و جوايز

به نفرات برتر در هر دو بخش اصلي و ويژه به شرح ذيل جوايزي اهدا خواهد شد:

نفر اول در هر بخش: 3.000.000ريال

نفر دوم در هر بخش: 2.000.000ريال

نفر سوم در هر بخش:1.000.000ريال

همچنين از نفرات چهارم تا دهم در بخش اصلي و نفرات چهارم و پنجم در بخش ويژه تقدير خواهد شد.

آثار ده نفر اول در بخش اصلي، و پنج نفر اول در بخش ويژه در قالب يك كتابِ مجموعه داستان چاپ و منتشر خواهد شد.

نشاني و پست الكترونيك

پست الكترونيك جهت ارسال اثر:

shiraz@moelmi.ir

نشاني دبيرخانه: شيراز، ‌دانشگاه شيراز، ساختمان شماره دو دانشكده‌ي ادبيات و علوم انساني، بخش زبان و ادبيات فارسي، دفتر انجمن علمي

تلفن دبيرخانه:  07116137643

تلفن همراه دبير اجرايي جشنواره: 09360009134

(خليل اكبري‌فرد)

 

نهادهاي برگزار كننده‌ي جشنواره:

انجمن علمي بخش زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز

قطب علمي پژوهش‌هاي فرهنگي ادبي فارس

با همكاري:

حوزه‌ي هنري استان فارس

 

براي اطلاعات بيش‌تر به وب‌سايت انجمن علمي بخش زبان‌و‌ادبيات فارسي دانشگاه شيراز مراجعه كنيد:

www.sahi.moelmi.ir

 

مصطفی مستور با ما چه کرده است؟!

در چند سال اخیر یکی از مطرح ترین نویسندگان معاصر که ظرف مدت کوتاهی آثارش به چاپ های چندم می رسد، مصطفی مستور بوده است با داستان هایی که تقریبا وجه مشترک و درون مایه ی همگانی آنها دین و مسائل پیرامون آن مثل وجود خدا، مرگ و ... بوده است! مستور نویسنده ی موفقی است که سبک خاص خود را دارد. او علاوه بر نویسندگی، مترجمی قابل و کتاب او در زمینه ی عناصر داستان، یکی از معتبرترین کتاب ها در زمینه ی هنر داستان نویسی است.

یکی از مشکلاتی که تقریبا تمامی کسانی را که  دست به قلم می برند، چه شاعر و چه نویسنده، همیشه تهدید می کند، تکرار مکرر خود نویسنده و مضامین ذهنی تکراری او در آثارش است! یعنی نویسنده و شاعر مرتب خودش را در آثارش تقلید می کند و به قول اهل این فن از روی دست خودش می نویسد. آثار اخیر مستور، من گنجشک نیستم و...، داستان هایی هستند که مخلوطی است از سبک و تکنیک جدید نویسندگی و همان مضامین تکراری و همیشگی آثار آقای نویسنده. اگر خواننده ای پیگیر آثار این نویسنده باشد خیلی زود، با خواندن فقط چند صفحه ی اول داستان های او می تواند مکالمات درونی شخصیت اصلی داستان و سیرحوادث و نتیجه ی نهایی را حدس بزند.

«تهران در بعدازظهر» نام مجموعه ی داستان جدید مستور است که نشر چشمه آن را چاپ کرده و ظرف مدت کوتاهی به چاپ سوم رسیده است. کتاب شامل 5 داستان کوتاه است اما اینبار محور اصلی تمام داستان ها زن و عشق به زن است در هر کدام از  داستانها، به غیر از یکی که راوی اول شخص آن زن است،مردانی متفاوت از زن ها و عشق به آنها می گویند و حضور زن را در زندگی خود به قضاوت می نشینند.

بی تردید داستان تهران در بعداظهر، که نام کتاب هم از آن گرفته شده است، بهترین و تکنیکی ترین داستان این مجموعه است. نویسنده مردان متفاوتی  را در فاصله ی زمانی اندکی، از 3بعدازظهر به بعد، به تصویر می کشد که هرکدام در وضعیتی نامتعادل با یک زن قرار دارند و تنها به روایت برش کوتاه چند دقیقه ای از زندگی آنان اکتفا می کند تا پازلی بسازد از مردانی در شرایط و وضعیت های متفاوت که همگی آنها در یک بعدازظهر تهران دریک حسن غمناک تنهایی و اشک غوطه می خورند و تلالو رنگ سرخ، که یاد و خاطره ی زنان زندگی آنهاست و به نوعی نماد زنانگی در این داستان، در اشک چشمانشان می درخشد!

در داستان آخر کتاب هم مستور سعی کرده شکل جدیدی از تکنیک داستان نویسی را تجربه کند که در نوع خودش قابل توجه است و می تواند در حوزه های داستان های کوتاه مدرن طبقه بندی شود.

مستور در این مجموعه نهایت تلاشش را کرده است تا دیگر از روی دست خودش ننویسد هرچند همچنان ردپای مسائل دینی و اجتماعی از جمله تلاش برای پیدا کردن خدا ، مرگ ، روسپی گری و... در این مجموعه هم دیده می شود اما اینبار به این موارد از زاویه ای جدید و هوشمندانه تر پرداخته شده و کتاب از لحن همیشه شاعرانه و گاهی شاعری آثار مستور فاصله گرفته است!

مستور نویسنده ی قابلی است و تمام حرفهایی که زده شد همیشه باید منتظر بود تا جایی در داستان هایش، حتی به اندازه ی یک پاراگراف، ما را غافلگیر کند.

آنقدر از سال های فعالیت ادبی او گذشته است که وقت آن رسیده باشد تا از خود بپرسیم: مصطفی مستور با ما چه کرده است؟

 تهران در بعدازظهر(مجموعه داستان کوتاه) ٬ مصطفی مستور٬ نشرچشمه٬ چاپ سوم تابستان ۸۹ ٬ ۱۸۰۰تومان

* مدتی طولانی نیستم.میرم مسافرت.انگار واقعا تابستون شروع شده! امیدوارم به همگیتون خوش بگذره! فعلا

آفتاب مهتاب

آفتاب مهتاب، شیوا ارسطویی، نشر مرکز، چاپ پنجم، 1387، 2200 تومان

 آفتاب مهتاب مجموعه ی داستانی شامل 10 داستان کوتاه به قلم شیوا ارسطویی است. از ویژگی داستان های ارسطویی پررنگ بودن حضور زن – قهرمان و پرداختن به مسائل، مشکلات و دغدغه های زنانه ی آنهاست. در تمامی داستان های این کتاب، این زنان هستند که نقش اصلی را برعهده دارند و نویسنده برشی از افکار و دل مشغولی های آنان را به نمایش می گذارد.


Image

در داستان «یک شب قبل از انتخابات» زنی تصویر آوارگی و دربه دری عاطفی اش را در آینه ی دربه دری همسر سابق دایی اش می بیند و از شکستگی قلبش که عواطفش را برای همیشه نابود کرده شکایت می کند.

«پرانتز باز، خنده ، پرانتز بسته» تک گویی درونی زنی است که آنقدر دچار روزمرگی شده و نقش هایی که جامعه و خانواده به او تحمیل کرده اند او را تحت فشار قرار داده است که خودش را فراموش کرده  و نمی بیند.

«برای پیرزن های خودم»، « تقسیم» و «آفتاب مهتاب» خاطرات کهنه ی عاشقانه ی 3 زن را مرور می کند و «غذای چینی» مرزهای بین خیال و واقعیت را در هم می شکند تا ترس ها و افکار یک زن هنرپیشه ی غرق در نقشش را به نمایش بگذارد. «گدای انگلیسی»ماجرای یک روز از زندگی یک دانشجوی زبان انگلیسی و حضور و ورود ناگهانی خلاقیت و عواطف در زندگی او و تغییر دیدگاهش را روایت می کند و داستان های «تورگی»‌و « هنوز نه، اما بعد» به زنان امدادگر و عشق های فروخورده و تنهایی پر از درد و خاطره ی آنها در زمان جنگ و امروز می پردازد.

اما داستان «شازده  خانم»که نسبت به سایر داستان ها لحن واقع گرایانه تری دارد٬ داستان مادری است که ماجرای بالغ شدنش را برای دختر در سن بلوغش تعریف می کند تا از ترس و اضطراب او بکاهد. ارسطویی در این داستان با لحنی کنایی به تغییر عالم رویایی و دخترانه ی مادر و ورود او به زندگی واقعی، زنانه و سخت اجتماع با تمام انتظاراتی که از زنان می رود، می پردازد.

 در مجموعه داستانی آفتاب مهتاب٬ با اینکه در همه ی داستان ها به مضامین مشترکی در مورد زنان ، روزمرگی و دغدغه هایشان و موفقیت ها و شکست هایش توجه شده است اما مجموعه ای تکراری نیست بلکه ارسطویی موفق شده در یک کتاب مختصر و تنها با 10 داستان کوتاه ، دنیای زنانه ی منحصر به فردی را خلق کند.

معرفی کتاب، تبریک سال نو و از چیزهای دیگر!

این آخرین معرفی کتاب من در سال 88 خواهد بود! امسال خیلی سخت اما خیلی زود گذشت! مثل تمام این سالها هم شادی داشت و هم غم اما اینبار کفه ی غمهاش می چربید! به هر حال گذشت و الان که دارم این مطلب رو می نویسم حدودا 8 ساعت دیگه تا تحویل سال نو باقی مونده.

باد ملس دلچسبی از پنجره وارد اتاق میشه و با خودش عطر زندگی و نشاط رو به ارمغان میاره! وقتی آروم منو نوازش میکنه ، به نرمی در آغوش میگره و ازم میگذره احساس می کنم منم مثل درختا دوست دارم جونه بزنم و سبز بشم. راستش حالا که نگاه می کنم می بینم به قول فروغ عزیز انگشت های جوهری ای که توی باغچه ی سال پیش، زیر انبوهی از برف کاشته بودم جونه زدن و سبز شدن! دوستان من! انگار واقعا بهار دوباره برگشته!

دوستان وقت گل آن به که به عشرت  کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد

چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

خوش هوایی است فرح بخش، خدایا بفرست

نازنینی که به رویش می گلگون نوشیم

ارغنون، ساز فلک، رهزن اهل هنر است

چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

گل بجوش آمد و از می نزدیمش آبی

لاجرم زآتش حرمان و هوس می جوشیم

می کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم!

 

سال نوی همگی مبارک! امیدوارم سالی پر از شادی و سلامتی داشته باشین!

اما پیشنهاد این کتابخور حقیر برای ایام نوروز شما اینه که اگر خدای ناکرده در بین دید و بازدید و مسافرت و خوردن تنقلات مخصوص عید، فراغتی جهت تامل و مطالعه دست داد، به سراغ کلاسیک های ادبیات جهان برید. جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی، جنایت و مکافات داستایوفسکی، مادام بواری فلوبر، سه تفنگدار، کنت مونت کریستو ، ملکه مارگو و... دوما و... خودتون از من واردترید که کلاسیک های ادبیات جهان چیا هستند! در ایام عادی سال به علت مشغله ها و گرفتاری ها زندگی سریع ماشینی فرصت مطالعه این کتاب های لذت بخش اما مفصل دست نمیده! به همین خاطر پیشنهادم اینه که این تعطیلات عید رو غنیمت بشمارید و به سراغ کتابهایی برید که همیشه آرزوی خوندنشون رو داشتید اما فرصت دست نمیداد. شروع کنید به خوندن این کتابها پیش از آنی که اجل به سراغتون بیاد دوستان!

اگر به پیشنهادم عمل کردید منو در جریان بذارید حتی اگر دوست داشتید می تونید یادداشتی راجع به کلاسیک های ادبیات بنویسید و برام بفرستید! به 7 کاکتوس زیبام که از پشت پنجره در آخرین ساعات سال 88 بهم لبخند می زنن قسم میخورم که نوشته هاتون رو توی وبلاگم بذارم.

منتظرم!

 ***

 

« - تو شیطون رو دوست داری؟

- نه ، ازش می ترسم...

- ولی من شیطون رو دوست دارم.

- چی داری می گی؟

پویان سرش را به گوش رویا نزدیک کرد. رویا لب های داغ او را روی نرمه ی گوشش حس کرد.

- در گوشت می گم که شیطون نشنوه...

- چی رو؟

- باید سر شیطون رو کلاه گذاشت. نباید لجش رو در آورد. اگر ادای مومن ها رو واسه ی شیطون در بیاری، زود مچت رو می گیره. باید بگی ما چاکریم، دست از سرما بردار، ما زورمون به تو نمی رسه... باید شیطون رو خر کرد...

- پس خدا چی؟

- خب ته دلت هم با خدا باش.

- یعنی شیطون نمی فهمه؟

 - چرا، می دونی مشکل شیطون چیه؟ اون می گه راست تو چشم های من نگاه نکنین، کفش های منو پاتون نکنین، براش مهم اینه که تو یه جوری بهش اهمیت بدی...»

 

گفتگوی بالا بخشی از اولین داستان از 3 داستان کوتاه مجموعه ی «کفش های شیطان را نپوش» نوشته ی احمد غلامی است. داستان اول که هم اسم کتاب است، از 4زوایه ی دید متفاوت روایت می شود، دو مرد و دو زدن که در واقع شخصیت اصلی که بقیه ی شخصیت ها همه به نحوی به او مرتبط می شوند،‌یکی از این دو مرد، یعنی مهندس پویان رهنماست. پویان مردی با سابقه ی درخشان مذهبی و جبهه رفته است  و اکنون با سرپوش یک شرکت سوری مشغول انجام کارهای غیرقانونی و سیاسی است. نیلوفر و آذر، هرکدام زن های زندگی پویان و بازیچه ی دست او هستند برای رسیدن به مقاصدش و امیر قربانی اصلی ماجرا و در واقع کلیدی است که قفل داستان را باز می کند و ماهیت پویان را برای دیگران آشکار!

داستان دوم، آرامش انگلیسی، سرگذشت خبرنگاری است که در زمان جنگ برای فرار از خودش و به نحوی فرار از مرگ و ترس از مرگ، به جبهه آمده است  اما گرفتار عشق دختری اهوازی می شود و وارد یک مثلث عشقی! نکته ی جالب در مورد این داستان شیوه ی روایت در روایت آن است. از نیمه ی داستان، خبرنگار شروع به خواندن کتابی می کند که سرگذشت قهرمان آن مثل خود اوست و از قضا قهرمان داستان با دختر مورد علاقه ی خبرنگار هم ملاقات می کند. هرچه داستان جلوتر می رود پیچیدگی آن هم بیشتر می شود تا جایی که در انتها معلوم نمی شود که آیا این خبرنگار است که داستان سرباز را می خواند یا اینکه سرباز در حین برگشتن به خطر با ماجرای خبرنگار و عشقش رو به رو می شود.

مهرنوش، معشوق خبرنگار که در داستان بارها در صحنه های مختلف ظاهر می شود،‌به نوعی حکم آرامش و شجاعت از دست رفته ی مردانی را دارد که به امید عشق او بارها خطر را در آغوش می گیرند و جان می سپارند.

اما داستان سوم، راستی آخر پدرت را کی دیدی؟،  ماجرای پسری است که پس از سال ها دوری و ترک پدر، به علت بیماری و مرگ قریب الوقوع او مجبور به بازگشت به شهر کودکی هایش می شود و طی یک سفر چند روزه، با درک زاویه های جدیدی از زندگی راه جدیدی را در پیش می گیرد.

طرح داستان سوم نسبت به دو داستان اول از پیچیدگی کمتری برخوردار است و تنها از یک زاویه ی دید برای روایت داستان استفاده شده است.

نقطه ی اشتراک هر سه داستان حضور جنگ و نگاه ساختارشکنانه به آن در داستان هاست. غیر از داستان دوم که فضای داستانی، جبهه و شهر اهواز است در دو داستان اول و سوم ته رنگی از جنگ و تاثیرات آن بر شخصیت ها و کنش های داستانی آن مشهود است.

زبان داستان ها بسیار ساد و حساب شده و به دور از تکلفات ملال آور نوشتاری است هرچند استفاده از زاویه دیدهای متعدد به ویژه در داستان اول، تا حدی رشته ی ارتباط معنایی را از دست خواننده خارج می کند و او را کمی سردرگم، اما نگاه جدید و متکثر نویسنده به اتفاقات و ماجراهای داستانی، صحنه های زیبا و دلچسبی را برای خواننده خلق می کند.

کفش های شیطان را نپوش(مجموعه داستان)، احمد غلامی، نشر چشمه، چاپ سوم، 1388، 2600 تومان

داستان هایی به زبان نامادری

یوسیپ نوواکویچ و رابرت شپارد مجموعه ای را با عنوان داستان هایی به زبان نامادری گردآوری می کنند که این مجموعه شامل داستان های کوتاهی از نویسندگانی مشهور اما غیر انگلیسی زبان است: « همه ساله حدود یک میلیون نفر به آمریکا مهاجرت می کنند و امروزه از هر 10 نفر آمریکایی یکی متولد خارج از آمریکاست... اغلب مهاجران که شامل نویسندگان نیز می شوند زبان انگلیسی را زبان دوم خود می دانند... نوواکویچ و شپارد در نامگذاری مجموعه داستان هایی به زبان نامادری استدلالشان این است که هر چند در کشور مهاجرپذیر گاهی به نویسندگان زیادی خوش می گذرد اما گاه همین نامادری رفتار خشن و سختی با فرزندخوانده های خود دارد.»( از مقدمه ی کتاب).
اسدالله امرایی به چند داستانی که این دو گردآورنده در این مجموعه فراهم آورده اند اکتفا نمی کند و به فهرست نویسندگان مهاجر این کتاب اسامی دیگری نیز می افزاید. دانیل آلارکن ، روت پراور جات والا، پرودنسیو دپره دا، آنده آ آوری، شیائولو گیوئو، ها جین، امیلی ایشم رابوتیو، لارا واپنیار، کوانگ بائو و آخیل شاما نویسندگان مهاجر، شناخته شده در دنیای ادبیات امروز و بعضا جوانی هستند که به خوانندگان ایرانی معرفی شده اند. این کتاب داستان های نویسندگان مهاجر شناخته تر شده ای مثل جومپا لاهیری، ولادیمیر ناباکوف و کازئو ایشی گورو را نیز در خود گنجانده است.

مجموعه داستان هایی به زبان نامادری کلکسیونی از فرهنگ و آداب مردم تمام نقاط دنیاست که شکل امروزی تر و غریبانه تری در ناخودآگاه نویسندگانش گرفته است.نویسندگانی از ملیت های مختلف که امروزه در دهکده ی جهانی حل شده اند و با تمام اختلافاتی که زمانی با یکدیگر داشته اند، اکنون همگی یک ویژگی مشترک دارند: زبان دوم آنها انگلیسی است!

«مهاجران با قرار گرفتن در فضای تازه و فاصله گرفتن از فرهنگ بومی خود به خلق آثاری می پردازند که در فضای جدید به روایت های تازه ای بدل می شود. آنها به هنگام نوشتن، خاطره های جمعی خود را ترجمه می کنند و در قالب داستان می ریزند. به یک زبان فکر می کنند و به زبان دیگر می نویسند. نوشتن به زبانی که بلدند اما زبان مادری شان نیست... » (از مقدمه ی کتاب) .

داستان هایی به زبان نامادری( ادبیات مهاجرت از زبان میزبان) ، ترجمه ی اسدالله امرایی، نشر لحن نو، 1388 ، 3900 تومان
 
* به این لینک هم سری بزنید! این شعر وصف حال تمام کسانی است که روزی از روزها تصمیم خطیر ادامه ی تحصیل در رشته ی ادبیات فارسی را گرفته اند. استادم به زیباترین بیان ممکن آن را به تصویر کشیده. بخوانید و برای آمرزش روح ما دعا کنید : اضافه کاری استاد ادبیات

برف و سمفونی ابری

نوشتن از برف و سرما، آن هم وسط چله ی تابستان در اوج گرما، بی معنی و مسخره به نظر می رسد اما خواندن یک کتاب خوب راجع به برف و ماجراهایش همیشه لذت بخش خواهد بود.

برف و سمفونی ابری

مجموعه داستان «برف و سمفونی ابری» نوشته ی پیمان اسماعیلی، یکی از این کتاب هاست. این کتاب شامل 7 داستان کوتاه است که 4تای آنها در برف و سرمای غرب کشور اتفاق می افتند. نثر اسماعیلی بسیار ساده و روان اما ابهام آمیز است و اگر بخواهم دقیق تر بگویم‌ ، «ابهام» مشخصه ی اصلی تمام داستان های این کتاب است.البته این ابهام،ابهامی گنگ و بی معنا نیست بلکه یکی از تکنیک های اسماعیلی برای خواندنی تر کردن داستان های اوست. ابهام داستان ها به نوعی خواننده را در بازخوانی و کشف گره های داستانی سهیم می کند و صرفا با خواننده به عنوان موجودی منفعل و آماده خور برخورد نمی کند.

7 داستان این کتاب 7 اپیزود از 7 ماجراست که نویسنده تعمدا بخش میانی این پازل را به خوانندگانش نشان می دهد و حدس زدن قبل و بعد ماجراها را به آنها واگذار می کند. خواننده باید با توجه به نشانه ها و ردپاهایی که نویسنده در طول داستان چند صفحه ای خود به جاگذاشته به کلیت ماجرا پی ببرد.

نکته ی دیگر در مورد این مجموعه، موضوعات و مکان هایی است که نویسنده به آنها پرداخته و درباره ی آنها صحبت می کند. موضوعاتی که برای خوانندگان تازگی دارد و با دقت خاص اسماعیلی در پرداخت آن ،به کنجکاوی او دامن می زند. اسماعیلی توانسته با استفاده از تکنیک های داستان نویسی بعضی از داستان های این کتاب را به داستان هایی منحصر به فرد تبدیل کند.

این مجموعه را نشر چشمه در سال 1387 با قیمت 1800 تومان راوانه ی بازار کرده است.

خاک غریب

 خاک غریب

جومپا لاهیری از نویسندگان موفق مهاجر ساکن آمریکاست. نویسنده ای هندی که پیش از آنکه هند را بشناسد و هندی باشد آمریکاییست! زنی با زیبایی و ملاحت شرقی و افکاری آمریکایی! لاهیری بدون شک نویسنده ای خوش شانس و موفق است. موفقیت و خوش شانسی وقتی با هم همراه می شوند یک نویسنده ی تازه کار و خارجی با اولین اثرش،مترجم دردها، برنده ی معتبرترین جایزه ی ادبی آمریکا، پولیتزر، می شود و دومین کتابش،همنام، رمان پرخواننده ای از آب در می آید.

کارهای لاهیری با حق انحصاری چاپ و ترجمه به نشر ماهی و امیرمهدی حقیقت سپرده شده اند که این موضوع خودش نشان دهنده ی یکی دیگر از خوش شانسی های این زن هندی ست!

جومپا لاهیری

«خاک غریب» جدیدترین اثر لاهیری ست. کتاب دو بخش دارد:بخش اول شامل 5 داستان کوتاه است و بخش دوم یک داستان بلند. اگر از علاقه مندان به این نویسنده باشید و پیگیر کارهای او،بدون شک متوجه ی پیشرفت قابل توجه لاهیری در تکنیک نویسندگی خواهید شد. مضامین داستانی او همچنان مهاجران هندی و دغدغه های آنهاست. در واقع خاک غریب به نسل دوم مهاجرانی می پردازد که یا در آمریکا و اروپا متولد شده اند و یا وقتی به سرزمین موعود قدم گذاشته اند که نوزاد و بدون قدرت تمیز بوده اند. این نسل جدید، امروز بزرگ  شده و موفقیت های بسیاری در این سرزمین جدید کسب کرده است اما هنوز وجود گمشده ای را در درون خود احساس می کند و میلی درونی و ناشناخته او را به سمت ریشه های قدیمی بومی خود می کشد.

داستان خاک غریب،که اسم کتاب هم از آن گرفته شده، بدون تردید موفق ترین داستان این مجموعه و کی شاهکار به تمام معناست. روما زنی میان سال است که با مردی آمریکایی ازدواج کرده و پسری 3 ساله دارد. او به تازگی مادرش را از دست داده و منتظر رسیدن پدرش است تا یک هفته مهمان روما باشد. داستان هم زمان از دو دیدگاه پدر و روما روایت می شود. روما از دلتنگی برای مادر می گوید، از کسالت و بی میلی به زندگی بعد از مادر و خلا و تنهایی بدون مادر اما پدر از آزادی بعد از مادر و خلاصی از تعهداتش می گوید و از زندگی جدیدی که برای خود ساخته و حتی ازدواج مجدد و عشقی که هرگز تجربه نکرده بوده! مادر حلقه ی ارتباط پدر(نسل گذشته) و روما(نسل جدید) است. مادری که امروز نیست تا فاصله ی این دو را از بین ببرد. مادری که می تواند وطن و خواسته ها و تمایلات پشت سرگذاشته ی مهاجران باشد.

داستان بلند هما و کاشیک که در بخش دوم کتاب آمده، شامل 3 فصل است. در ابتدا این داستان فقط شامل فصل اول بود یعنی یک داستان کوتاه، اما بعدا به یک داستان بلند تبدیل شد. ماجرای هما و کاشیک که از بچگی همدیگر را می شناسند اما سرنوشت آنها را از هم برای مدت زمان طولانی دور می کند تا دوباره همدیگر را پیدا کنند،خیلی خوب و منسجم شروع می شود اما هر چه که جلوتر می رود سست تر و سطحی تر می شود تا به پایان می رسد. انگار نویسنده مجبور به بلند کردن و دنباله دار کردن یک داستان کوتاه باشد و همین امر به ساختار داستان به ویژه پایان بندی آن ضربه زده است.

به نظرم هوشمندی ناشر در انتخاب طرح جلد در اینکه کتاب بیشتر به دلم بنشینه بسیار موثر بود! لاهیری برای من با نشر ماهی و ترکیب رنگ نارنجی و سفید جلد کتاب معنا پیدا کرده! رنگ نارنجی ای که به نظرم بدون شک رنگ هندوستان،سرزمین افسانه ها و جادوهاست!

خاک غریب با قیمت 6000 تومان در بهار 88 وارد بازار کتاب شده است.

قصه های از نظر سیاسی بی ضرر

قصه های از نظر سیاسی بی ضرر 

قصه های از نظر سیاسی بی ضرر، جیمز فین گارنر، ترجمه ی احمد پوری، نشر مشکی، چاپ دوم 1386، 1000 تومان

طنزنویسان برای بیان اندیشه های خود از روش ها و قالب ها متفاوت بهره می گیرند. یکی از این قالب ها استفاده از قصه های پریان و افسانه هاست.آنهایا با استفاده از شخصیت های قصه های پریان و یا فضای حاکم بر داستان ها ، داستانی جدید با مفهومی تازه  در موقعیتی متفاوت می آفرینند. یکی از این نویسندگان که از این شیوه برای طنزنویسی بهر برده ، جیمز فین گارنر آمریکایی در کتاب «قصه های از نظر سیاسی بی ضرر» با ترجمه ی عالمانه ی احمد پوری ست. این کتاب شامل 10 داستان طنز کوتاه است که فین گارنر با استفاده از قصه ها و شخصیت هایی که ما می شناسیم مثل شنل قرمزی، راپونزل، سیندرلا، جک داستان لوبیای سحرآمیز،جوجه کوچولو و... مفاهیم تازه ای را که برخلاف اسم کتاب،کاملا سیاسی و مرتبط با جامعه ی معاصر آمریکا هستند  مطرح می کند.

در داستان شنل قرمزی، شنل قرمزی زنی ست مستقل که برای حریم خصوصی خود ارزش زیادی قائل است و به شدت مخالف تبعیض جنسیتی. حتی وقتی مرد تبرزن برای نجات او از چنگال گرگ وارد صحنه می شود آن را توهینی به توانایی اش تلقی می کند و به جای گرگ مرد را می کشد! در داستان لباس جدید امپراطور، خیاط ، پادشاه را که نماینده ی امپریالیسم و قشر مرفه بی درد جامعه است با برهنگی دست می اندازد و وقتی بچه ی بازیگوش برهنگی پادشاه را با صراحت یادآوری می کند،یکی از نزدیکان پادشاه قضیه را این طور لاپوشانی می کند که: «اعلیحضرت لخت نیستند ،بلکه دستور به آزادی در انتخاب لباس دادند»! در قصه ی سه خوک، خوک ها نماینده ی شهروندان محترم اما آسیب پذیر جامعه و گرگ نماینده ی زمین خواران بزرگ است  و با خراب کردن خانه ی خوک اول و دوم به جای آنها مزرعه ی موز و مجتمع تفریحی می سازد! سیندرلا نماینده ی زنانی است که فرهنگ مسلط بر جامعه آنها را از خودشان دور کرده و به اشیای تجملی برای مجلس مردان تبدیل کرده است و نی زن افسانه ای شهر هاملین که با صدای دل انگیز سازش موش های شهر را به دنبال خود می کشد، این بار با یک ضبط بزرگ در پشت یک تریلر الواط و اوباش شهر را در حالی که شعار می دهند به خارج از شهر هدایت می کند.

هر کدام از این 10 داستان به یکی از مباحث سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه ی آمریکا با استفاده از بازی با کلمات و شعارزدگی می پردازد. مقدمه ی مختصر و مفید فین گارنر بر کتاب و ترجمه ی دقیق احمد پوری، «قصه های از نظر سیاسی بی ضرر» را به مجموعه ای خواندنی برای علاقه مندان طنز تبدیل کرده است.

انجیرهای سرخ مزار

عادت دارم وقتی برای دوستی کامنت می گذارم یا به هر دلیلی در جایی که می توان برایش  پیغام و یا یادداشتی گذاشت شعر یا متنی متناسب با موقعیتی که در آن هستیم هم ضمیمه ی نوشته ام می کنم. به همین خاطر گاهی می شود در روز چند بار به سراغ دفترچه ی یادداشتم یا کتابخانه ام می روم تا یادداشت یا کتاب مورد نظر را پیدا کنم. چند روز پیش که به قصد همین کار سراغ کتابخانه ام رفته بودم کتابی را کشف کردم که مدت ها بود از آن بی خبر بودم.

انجیرهای سرخ مزار

 ۲سال پیش مجموعه داستان «انجیرهای سرخ مزار» نوشته ی محمد حسین محمدی ، نویسنده ی افغانی، را از دوستی هدیه گرفته بودم اما از مجموع 14 داستان 3تای آن را بیشتر نتوانسته بودم بخوانم و کتاب به احترام عزیزی که آن را هدیه داده بود به جمع کتابهای کتابخانه ام پیوست! از آنجایی که معتقدم خواندن هر کتاب زمان - و حتی سن – خاص خودش را می طلبد، چند روز پیش که دوباره به انجیرهای سرخ مزار برخوردم پیش خودم گفتم حتما وقت خواندن این کتاب رسیده است و ته دلم کیف کردم که بغل گوشم توانسته ام کتابی را پیدا کنم که شگفت زده و غافلگیرم کند. حدسم درست بود: وقت خواندن کتاب رسیده بود!

 

محمد حسین محمدی

انجیرهای سرخ مزار نوشته ی یک نویسنده ی افغانی مقیم ایران  و شامل داستان هایی در مورد افغانستان است. جالبترین ویژگی این کتاب نثر آن است که به زبان فارسی افغانی (دری) نوشته شده است. نویسنده اصلا خودش را مقید نکرده تا به فارسی معیار ایرانی بنویسد و در نهایت اعتماد به نفس گویش خودش را در نگارش حفظ کرده است اما این به اصطلاح به زبان اصلی نوشتن هر چند در چند صفحه ی اول برای خواننده ایجاد اشکال می کند و ثقیل است اما در مجموع باعث اصالت و دلنشین تر شدن داستان های کتاب می شود و جالب اینجاست که محمدی با در نظر گرفتن مشکلاتی که ممکن است برای خواننده اش پیش بیاید تدارک یک لغت نامه ی افغانی به فارسی را در آخر کتاب داده و کلماتی را که واقعا نمی توان معنای آن را حدس زد معنی کرده است.

تمام داستان ها حول افغانستان و جنگ های داخلی آن می گردد. نویسنده جنگ و حوادث پیرامون آن را از زوایای مختلف به وسیله ی شخصیت های مختلف که گاهی کودکند و گاهی بزرگسال، زن هستند یا مرد به تصویر می کشد و با استفاده از طرح هایی ساده ، ابتدایی و با محوریت درونمایه ی جنگ و آسیب های آن خواننده ی خود را به شدت درگیر شخصیت ها و مسائل آنها می کند.

یکی دیگر از جذابیتهای این کتاب طرح جلدی است که برای آن انتخاب شده: دو دست سختی کشیده و معصوم بر روی هم  با تسبیحی در کنار آنها که خود دنیایی حرف برای گفتن دارد!

می دانم که مجموعه داستان دیگری با نام «از یاد رفتن» از محمدی جدیدا منتشر شده اما من سابقا به علت اینکه همین کتاب اول او را نخوانده بودم سراغ دومی هم نرفتم. اگر کسی از شما دومین کتاب این نویسنده را خوانده این بار شما کرم کتاب باشید و مسئولیت معرفی این کتاب را به عهده بگیرید. منتظرم!

انجیرهای سرخ مزار را نشر چشمه در سال 84(چاپ دوم) با قیمت 1100 تومان به بازار عرضه کرده است. راستی! کتاب برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان سال 83 از بنیادگلشیری است!

 

*پیشاپیش رسیدن ماه رمضان را تبریک می گویم! مادرم وقتی بچه بودیم داستانی را برایمان تعریف می کرد که تا امروز که دو دهه از زندگیم می گذرد هر بار که روزه می گیرم آن را به یاد می آورم! مادرم می گفت:« خدا در روز اول ماه رمضان یک خوشه ی گندم در دل بنده هایش قرار می دهد ، هر دانه گندم برای یک روز از ماه رمضان، تا بنده اش وقتی روزه است احساس گرسنگی نکند. خدا روز آخر ماه رمضان هم این خوشه ی گندم را از دل بنده هایش برمی دارد به همین خاطر روز اول و آخر رمضان وقتی روزه می گیریم بیشتر از سایر روزها احساس گرسنگی می کنیم چرا که روز اول تازه گندم در دل ما گذاشته می شود و روز آخر هم آن را بر می دارند، به همین سادگی!

این داستان افسانه گونه با تمام سادگیش بیشتر از هر داستان و حکایتی در طول زندگیم ذهنم را به خودش مشغول کرده و به جرات می گویم: من به داستان خدا و خوشه ی گندم ایمان دارم، بله! از صمیم قلب ایمان دارم.

 

مرگ در می زند

 

 

وودی آلن

«وودی آلن » را بیشتر در درجه ی اول به عنوان یک بازیگر طنز و در مرتبه ی بعد به عنوان کارگردان می شناختم و باید اعتراف کنم به نظرم به آن فوق العادگی که همیشه از او می گفتندو می گویند نبوده و نیست. تا اینکه به کتاب «مرگ در می زند» بر خوردم.

مرگ در می زند

این کتاب مجموعه ی یک نمایشنامه و 15 داستان کوتاه طنز است که به انتخاب مترجم کتاب، حسین یعقوبی، از سه کتاب طنز آلن در این کتاب گنجانده شده اند. یکی از مزیت های این کتاب مقدمه ی خوب یعقوبی درباره ی آلن و کارها و نوشته های اوست که مخاطب را با دنیای وسیع و متنوع نویسنده آشنا می کند. ترجمه ی کتاب بسیار سلیس و روان است و متن کتاب نیز جذابیت های خاص خودش را دارد. آلن نویسنده ای سیاسی است و هدف تیر طنز او اکثرا جامعه ی امروز آمریکاست اما جذابیت این کتاب بیشتر به این علت است که حتی اگر بُعد سیاسی نامحسوس داستان ها را هم حذف کنیم باز هم مطلبی برای خواندن و لذت بردن باقی می ماند چرا که بازیگر اصلی مرگ در می زند انسان ها و مسائل و مشکلات مشترکشان هستند!

کتاب را نشر چشمه با قیمت 1800 تومان به بازار عرضه کرده است.

 

* همانطور که در پست قبل هم اشاره کردم روی این وبلاگ یک خبرنامه نصب شده. از تمامی دوستانی که خواننده ی مداوم و ثابت این وبلاگ هستند خواهش می کنم با عضویت در این خبرنامه  من را برای اطلاع رسانی به دوستان هنگام به روز شدن وبلاگ یاری کنند. ممونم

 

*جایزه ی ادبی ایران: به روز شد

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

 

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

هیچ وقت نمی شود از جادوی کلمات صرف نظر کرد! کلمات جادویی در کنار هم جملاتی را می سازند که توانایی هایی ورای انتظار ما دارند و گاهی بدون آنکه ما بدانیم و بخواهیم این جملات می شوند حرف دل ما!

«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» یکی از این جملات جادویی است حالا چه برسد به اینکه این جمله ی جادویی اسم کتابی هم باشد! این مجموعه داستان با اسمی جادویی نوشته ی یک زن فرانسوی به نام آنا گاوالدا است. در سه کلمه می توان داستانهای این کتاب را خلاصه کرد: ساده، روان و زنانه! گاوالدا و داستان هایش مرا به یاد یک نویسنده ی زن ایرانی انداخت. خانمی خانه دار و ساده اما نویسنده ای موفق: زویا پیرزاد! نمی خواهم بگویم داستانهای این دو نویسنده از نظر مضمونی شبیه به هم هستند و یا از هم گرته برداری شده اند،نه! منظورم حضور نگاه و رگه های زنانه، آن هم از نوع یک زن معمولی و خانه دار در آثار این دو است. آنا گاوالدا هم مثل پیرزاد مادر دو فرزند است و در کنار دردسرهای یک زندگی زناشویی تصمیم به نوشتن می گیرد بدون اینکه انتظار داشته باشد موفق شود.

آنا گاوالدا

 

داستانهای کتاب زبان و طرحی ساده دارند اما پر از احساس و عاطفه هستند و همین عواطف است که در خواننده ایجاد لذت می کند و او را با خود همراه! شخصیت های داستان آدم های معمولی دور و بر ما هستند: یک زن خانه دار، یک منشی ساده، راننده ی کامیون و... اما نگاه نویسنده به آنها تشخص می دهد و همین پرداختن به کسانی که ما هر روز می بینیمشان و حتی ممکن است خودمان یکی از آنها باشیم و حرف زدن از افکار و احساسات آنها، لذت خواندن این کتاب را دو چندان می کند.

احساس می کنم حتی اگر هیچ دلیل منطقی و حتی احساسی ای برای خواندن این کتاب وجود نداشت ارزشش را داشت که آن را به خاطر اسم جادویی اش بخوانم! چون این عنوان این باور را به من می دهد که نویسنده ی کتاب خوب می دانسته زندگی چیست و از طرفی به حرف دل خواننده اش هم واقف بوده است.

«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» با ترجمه و مقدمه ی مفید الهام دارچینیان با قیمت 2400 تومان توسط انتشارات قطره( چاپ دوم،1387 ) روی قفسه ی کتابفروشی ها منتظر شماست!

 

*جایزه ی ادبی ایران:به روز شد!

سمت تاریک کلمات

 

سمت تاریک کلمات

ادبیات داستانی معاصر در مملکت ما شکل منظومه ی شمسی را دارد! خورشیدی در وسط و سیاراتی چرخان و متاثردر گرد آن! در منظومه ی داستانی ما بزرگانی ایستاده اند که تقریبا تمام داستان نویسان موفق امروز ( به ویژه کوتاه نویسان) یا مستقیما شاگرد آنها بوده اند یا با واسطه شاگرد شاگردان آنها!

حسین سناپور

هوشنگ گلشیری یکی از این ستاره های درخشان و به نظر من بزرگترین خورشید این منظومه ی داستانی است که اکثر داستان نویسان مطرح ما یا مستقیما شاگرد او بوده اند یا شاگرد شاگردانش و یا متاثر از سبکش! حسین سناپور از نویسندگانی است که مستقیما شاگرد گلشیری بوده و سالهاست که به تدریس داستان نویسی به مشتاقان این فن می پردازد.

کتا «سمت تاریک کلمات» مجموعه ی ۸ داستان کوتاه است که در سال ۸۴ برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان از بنیاد گلشیری شد و سروصداهای زیادی هم برپا کرد!

داستان های این کتاب همه حول محوری واحد می گردند: ارتباط و نیاز به برقراری ارتباط

شخصیت های داستان آدم هایی هستند که در دنیای مدرن ما زندگی می کنند آدم هایی معمولی که همه از تنهایی رنج می برند و نیاز مبرمی به برقراری ارتباط-فهمیده شدن و حرف زدن دارند. سناپور با موفقیت هرچه تمامتر توانسته این وجه از زندگی انسان معاصر را در داستان هایی با طرح های ساده و جذاب و کلماتی خودمانی و امروزی نشان دهد. اصلا هدف نویسنده در عنوان کتاب هم سرایت کرده است: سمت تاریک کلمات! کلمات چند وجه ای که ما هر روز از آنها  استفاده می کنیم اما از کثرت استعمال اهمیت و نیاز به آنها را فراموش کرده و برای همیشه آنها را در تاریکی رها کرده ایم!شخصیت پردازی مهم ترین عنصر این کتاب است و نمایشگر قدرت نویسندگی نویسنده

سمت تاریک کلمات را نشر چشمه با قیمت ۱۱۰۰ تومان منتشر کرده است.

 

* سلام. ببخشید که این چند وقت نبودم و این خانه کمی گرد گرفته شد. امتحانها به لطف خداوند تمام شدند و یک تابستان شلوغ و ان شاالله پر از کتاب را در پیش خواهیم داشت! امیدم به همراهی و همکاری شماست! در ضمن راجع به قالب هم نظر بدهید. ممنونم

* مدتی است(حدود یک ماه) عده ای از دوستان سایتی را با عنوان جایزه ی ادبی ایران راه اندازی کرده اند که گامی به سوی پیشرفت جامعه ی ادبی مجازی ایران است. به لطف دوستان افتخار این را پیدا کردم تا در بخش معرفی کتاب همکاری کنم و تا امروز ۳ معرفی کتاب(هر شماره یک کتاب شعر و یک کتاب داستان) برای سایت نوشته ام ! بدون جانبداری پیشنهاد می کنم به این سایت سری بزنید و از طرفی خوشحال می شم نوشته هایم را بخوانید و نظر بدهید! شاد و همیشه کتابخوان باشید!

بلبل حلبی

کتاب همیشه بهترین دوست من بوده است!!!(چه جمله ی کلیشه ای احمقانه ایی!!!)هیچ لحظه ایی از زندگیم را بدون مطالعه به یاد ندارم. نویسنده ها و شاعران زیادی را می شناسم و تمام ثانیه های زندگیم با نوشته ها و شعرهای زیادی پر شده است. اما بعضی وقتها متوجه می شوم کسانی در نزدیکی من( خیلی نزدیک)زندگی می کنند و می نویسند که من یا اصلا آنها را نمی شناخته ام و یا اینکه خیلی سطحی و بی اعتنا از کنارشان گذشته ام! یکی از این آدم ها محمد کشاورز است.کشاورز همشهری من و یک نویسنده ی نام آشنا برای جامعه ی داستان نویسی معاصر است. سابقا داستانی از او خوانده بودم اما خیلی بی توجه آن را ندیده گرفته بودم. شاید به خاطر اینکه آن زمان داستان وداستان نویسی مثل امروز دغدغه ام نبود. به هر حال قبول مسئولیت برگزاری سومین نشست نقد و بررسی کتاب در دانشکده و تصمیم بر اینکه این بار به سراغ کتاب «بلبل حلبی» کشاورز برویم باعث شد تا این بار با دقت بیشتری سراغ آثارش بروم- سعی کنم تلقنی حتی درهمان مکالمات کوتاه کاری بیشتر با شخصیتش آشنا بشوم و نقدها و بحثهای پیرامونش را با دقت بیشتری بخوانم.

بلبل حلبی مجموعه ی ۱۱ داستان کوتاه از محمد کشاورز است. داستان هایی ساده اما تاثیرگذار! انتظار داشتم موقع خواندن کتاب با داستان هایی عجیب و تکنیکی قوی رو به رو شوم چرا که این کتاب برنده ی جوایز مهمی شده بود: جایزه ی ادبی اصفهان- جایزه ی نویسندگان و منتقدین مطبوعات ایران و جایزه ی فرهنگ فارس( همه در سال انتشار کتاب:۸۴ )

اما با داستان های ساده ایی رو به رو شدم که همه حول حوادث ( یا به قول کشاورز« فاجعه») پی ریزی شده بودند اما زاویه ی دید- نوع پرداخت و هدف نویسنده این داستان های معمولی را متفاوت کرده است. داستان ها گاهی با طنزی تلخ آدم را می گزند و گاهی ما را به تعجب وا می دارند. هیچ یک از ۱۱ داستان سبک وموضوع مشابهی ندارند که باعث کسالت خواننده یا قدرت پیش بینی پایان آنها شود هر چند که همه ی آنها به یک نقطه ختم می شوند: سرگشتگی انسان معاصر!

هر چند تمرکز نوشته های کشاورز بر خلاف داستان نویسان معاصر بر حوادث است اما عنصر اصلی داستانی او شخصیت پردازی است که بی شک در آن بسیار موفق بوده است.

« بلبل حلبی» را نشر قصه در ۱۱۲ صفحه با قیمت ۱۲۰۰ تومان روانه ی بازار کرده است.

علاوه بر اینکه خواندن این کتاب را به شما توصیه می کنم از شما دعوت می کنم تا در جلسه ی نقد و بررسی این کتاب که با حضور خود کشاورز در روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت برگزار می شود شرکت کنید. برنامه از ساعت ۵ بعداز ظهر در سالن منتظری( شیراز- چهارراه ادبیات- ساختمان شماره ی ۱ دانشکده ی ادبیات و علوم) شروع می شود. منتظر شما هستم!

ها کردن

«ها می کنم. هیچ اتفاقی نمی افتد. دوباره ها می کنم. یک کمی بخار روی شیشه ی پنجره می آید.

: آخه یعنی چی؟

: یعنی چی نداره اسمش همینه

بخار کم می شود. دوباره ها می کنم

: داره می شه

ها می کنم

: دیدی شد؟
: ببینم؟

دستم را می آورم بالا تا ببیند

: من که چیزی نمی بینم

ها می کنم. بخار بیشتر می شود. درست وسط شهر تار شده.

ها می کنم. تارتر می شود.

: حالا چی؟

دستم را می گیرم جلوبخاری که روی شیشه نشسته. شروع می کند به پلک زدن.

: وای چه قد قشنگ!

: دیدی گفتم!

: اینو از کجا بلدی؟

: اینو از اول بلد بودم.

: از اول؟

: آره پس چی!

: چرا تا حالا بهم بگفته بودی؟

: فکر کردم می دونی.

: داره می ره

: نمی ذارم

ها می کنم . زیاد می شود.

: هر جایی رو بخوای می شه؟

: آره

با بالَش اتوبان را نشان می دهد: « اون جا رو بکن ببینم؟ »

اتوبان را برایش تار می کنم

: این جا هم می شه؟

این جا را ها می کنم. بخار می شود.

: اون پارک رو هم بلدی؟

پارک را تار می کنم

: گفتی اسمش چیه؟

: ها کردن

: چی؟

: ها کردن

: چه اسمی! ها کردن.»

 

مطلب بالا بخشی از کتاب «ها کردن » نوشته ی پیمان هوشمندزاده است. این کتاب در ۸۸ صفحه با قیمت ۱۴۰۰ تومان توسط نشر چشمه در سال ۱۳۸۶ چاپ شده و خیلی زود به چاپ دوم رسیده است.

« هاکردن» مجموعه ی ۴ داستان کوتاه پیوسته است. سرگذشت مردی که با خودش ـ همسرش و زندگیش درگیر است و همین لجبازی ها و درگیری ها باعث می شوند همسرش او را ترک کند. مردی که پشت لجبازی های همیشگیش فراموش کرده چه قدر زنش را دوست دارد و جای او ـ که همیشه آن را با تلویزیون و کامپیوتر پر می کرده ـ امروز چه قدر خالی است.

این داستان یک سیر خطی معمولی و پیش بینی شده ندارد. مرد سرگذشتش را تکه تکه تعریف می کند ـ خاطراتش را جلو و عقب می برد و عوض می کند همانطور که با کنترل تلویزیون کانال ها را عوض می کند و یا صحنه یا سکانسی را جلو و عقب می برد. سکانس های زندگی مرد که بسته به شرایط در ذهنش مرور می شوند در ظاهر از هم گسسته هستند اما در باطن پیوستگی عمیقی دارند.

یکی دیگر از ویژگی های این کتاب طنز زیبا قوی و صمیمی آن است. نویسنده ـ که روای کتاب هم هست ـ یک انسان معمولی معمولی مثل ما با تمام اشتباهات ـ سرسختی ها و بی عرضگی های ماست! مرد اشتباه می کند ـ چاخان می کندـ  لجبازی می کند  و برای پرکردن تنهاییش خیالپردازی می کند و همین شباهت ها و سادگی هاست که به نظر من این کتاب را جذاب و خواندنی می کند.

یکی دیگر از زیبایی های این کتاب طرح جلد هوشمندانه ی آن است: مردی تنها در حال سیگار کشیدن روی جلد و زنی تنها و سر به زیر پشت جلد!

خوانده هر چه سریعتر این کتاب را که شرخ مختصر و ساده ای از زندگی انسانی شبیه به ماست به شما توصیه می کنم

امیدوارم ـ نه مطمئنم ـ  از خواندنش لذت خواهید برد.

خرمگس و زن ستیز

می دانید ساتیر چیست؟

«ساتیر یکی از ژانرهای طنز است که به بازی با کلیشه ها می پردازد و با سیلی پیاپی ساختار ذهنی خواننده را زیر و رو می کند. ساتیر نوشته نمی شود تا کسی را بخنداند بلکه بیشتر با لحن شوخی می کوشد به نقد جامعه بپردازد و به عادت ها حمله کند. ساتیر در واقع نقدی اجتماعی- سیاسی است که اگر به این شیوه ی جذاب بیان نمی شد تفاوتی با موعظه ها ی خسته کننده ی تعلیمی نداشت.» ( مجله چلچراغ - شماره ۲۷۷ - ص:۳۹ )

کتاب « خرمگس و زن ستیز » ترجمه ی حسین یعقوبی هم از همین دسته طنزهای اجتماعی - سیاسی است. این کتاب در ۲۵۶ صفحه توسط انتشارات مروارید با قیمت ۳۵۰۰ تومان سال ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.

همان طور که از اسم کتاب پیداست این کتاب شامل ۲۵ داستان کوتاه طنز از نویسندگان طنزپرداز دنیاست. اما شاید بارزترین ویژگی کتاب که به نظر من ارزش آن را چندبرابر می کند مقدمه و موخره ی بسیار مفید نویسنده باشد که در آن به زبانی بسیار ساده و شیرین درباره ی تکنیک های طنزپردازی در داستان های کتاب پرداخته است. یکی دیگر از نقاط مثبت و برجسته ی « خرمگس و زن ستیز » یادداشت های مختصری است که یعقوبی در ابتدای هر داستان درباره نویسنده آن آورده است. این یادداشت های کوتاه به همراه مقدمه به خواننده کمک می کنند تا درک بهتری از داستان و هدف نویسنده ی آن داشته باشد.

حسین یعقوبی در کنار مترجم بودن یک نویسنده ی موفق یاشاید بهتر است بگویم یک نویسنده ی طناز موفق هم هست! دوداستان این کتاب: « تو می میری ... به همین سادگی » و « پس از تاریکی در آستانه ی دری نیمه باز» نوشته ی خود اوست که به نظر من این دو داستان به ویژه داستان دوم از زیباترین روایت های این کتاب هستند.

شاید این کتاب آن قدرها که ما از اسم «طنز» انتظار داریم سرگرم کننده نباشد اما بی شک کتابی است که می تواند شما را با دنیایی جدیدتر آشنا کند. دنیایی که در زیر رویه ی طنزآمیز آن حقیقت های تلخ اجتماعی نهفته است.

در آخر بخشهایی از داستان « اونها از گوشت درست شدن » نوشته ی « تری بیسن» را که به وضعیت بشر خاکی از دیدگاه دو موجود ماورای خاکی می پردازد می آورم

امیدوارم از خواندن کتاب لذت ببرید! منتظر نظرات شما هستم.

 

ادامه نوشته