مهمانسرای دودنیا(نمایشنامه)،اریک امانوئل اشمیت،                            
ترجمه‌ی شهلاحائری،نشر قطره، چاپ پنجم 1389، 2500 تومان     

همیشه در این صفحه شعر و داستان معرفی کرده ام اما می خواهم این بار به معرفی کتابی در ژانری جدید بپردازم: نمایشنامه.اریک امانوئل اشمیت از نویسندگانی است که ظرف چند سال اخیر به سرعت گل کردند و بین مخاطبان کتاب جای خود را باز کردند. علت استقبال خوانندگان از کتاب های او را شاید بتوان در مضامین آثارش دانست که بسیار به اعتقادات دینی و عرفانی ما نزدیکند و حتی مخاطبان عام کتاب را هم به همین بهانه به خود جذب می کنند.

Image

مهمانسرای دو دنیا یکی از بهترین و ابتکاری ترین این کتاب هاست. نمایشنامه با صحنه ی توقف یک آسانسور در یک مهمانسرا آغاز می شود. مردی وارد مکانی بی نام و نشان می شود و بعد از جستجوی بسیار در کمال ناباوری می فهمد که بخاطر یک تصادف اتومبیل، با آسانسور به جایی مثل برزخ، بین دنیای انسان ها و دنیای مردگان منتقل شده است تا به انتظار مرگ یا زندگی دوباره بنشیند. کسان دیگری هم آنجا حضور دارند که مثل او در انتظارند و فرشته ای که او را دکتر س صدا می زنند و مسئول این مهمانسرا است. مرد در این دنیای برزخی با خودش و تجربه های جدیدی مواجه می شود و هرلحظه در اضطراب مرگ یا زندگی به سر می برد.

تمثیل مهمانسرا برای عالم برزخ بسیار بجا و ابتکاری است، اصرار مسافران این مهمانسرا برای بازگشت دوباره به زندگی و روشن شدن حقایقی که وقتی زنده هستیم از چشممان پنهانند، بسیار شبیه اعتقادات دینی ادیان آسمانی، به ویژه اسلام است.

این خلاقیت ریشه دار اما ساده به همراه فضاسازی هوشمندانه، مهمانسرای دو دنیا را به نمایشنامه ای موفق و خواندنی تبدیل کرده است.


صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر(مجموعه‌ی شعر)،

لیلا کردبچه، انتشارات دفتر شعر جوان، 1389، 2600 تومان

 

فردا

در صفحه‌ی حوادث روزنامه ها

رد انگشت های شاعری را می بینی

که اندازه‌ی تمام شیشه های بخارگرفته دوستت دارد

و تمام شبانه های بلند را

به یاد تو می افتد

می توانی به روی خودت نیاوری و

دور ذهنت سیم خاردار بکشی

آنقدر که مسیر تمام پیام مهای کوتاه را بادها عوض کنند

و کسی که گوش به بوق های ممتد می چسباند

شبی از اشتباه تکراری اش خسته شود

 

امشب

خوب بخواب عزیزم

گاهی صبح

با دوچرخه‌ی پسری روزنامه فروش می رسد

بیدار می شوی

و باور نمی کنی تمام عمر خواب بوده ای.

 Image

شعر بالا،‌یکی از اشعار کتاب «صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر»، سروده ی لیلا کردبچه است. کردبچه یکی از شاعران جوان و موفق این روزهاست. دغدغه ی اصلی این شعرها و بن مایه ی تکرار شونده ی تمامشان «زن» است. او در اشعار این دفتر از احساسات زنانه اش می گوید: غم،‌شادی، عشق، حس مادری، فراموش کردن و فراموش شدن، تنهایی،‌ترس... و به بهترین شکل ممکن این احساسات را به مدد کلمات به تصویر می کشد.

با اینکه کتاب دنیای زنانه ی ملموسی دارد اما هنر شاعر دور نگه داشتن اشعارش از رمانتیک آبکی و احساساتی است تا درعین حالی که مخاطب را در درک احساسش شریک می کند او را در دایره ی تکرار مضامین دست مالی شده نیندازد.