نوشتن از برف و سرما، آن هم وسط چله ی تابستان در اوج گرما، بی معنی و مسخره به نظر می رسد اما خواندن یک کتاب خوب راجع به برف و ماجراهایش همیشه لذت بخش خواهد بود.

برف و سمفونی ابری

مجموعه داستان «برف و سمفونی ابری» نوشته ی پیمان اسماعیلی، یکی از این کتاب هاست. این کتاب شامل 7 داستان کوتاه است که 4تای آنها در برف و سرمای غرب کشور اتفاق می افتند. نثر اسماعیلی بسیار ساده و روان اما ابهام آمیز است و اگر بخواهم دقیق تر بگویم‌ ، «ابهام» مشخصه ی اصلی تمام داستان های این کتاب است.البته این ابهام،ابهامی گنگ و بی معنا نیست بلکه یکی از تکنیک های اسماعیلی برای خواندنی تر کردن داستان های اوست. ابهام داستان ها به نوعی خواننده را در بازخوانی و کشف گره های داستانی سهیم می کند و صرفا با خواننده به عنوان موجودی منفعل و آماده خور برخورد نمی کند.

7 داستان این کتاب 7 اپیزود از 7 ماجراست که نویسنده تعمدا بخش میانی این پازل را به خوانندگانش نشان می دهد و حدس زدن قبل و بعد ماجراها را به آنها واگذار می کند. خواننده باید با توجه به نشانه ها و ردپاهایی که نویسنده در طول داستان چند صفحه ای خود به جاگذاشته به کلیت ماجرا پی ببرد.

نکته ی دیگر در مورد این مجموعه، موضوعات و مکان هایی است که نویسنده به آنها پرداخته و درباره ی آنها صحبت می کند. موضوعاتی که برای خوانندگان تازگی دارد و با دقت خاص اسماعیلی در پرداخت آن ،به کنجکاوی او دامن می زند. اسماعیلی توانسته با استفاده از تکنیک های داستان نویسی بعضی از داستان های این کتاب را به داستان هایی منحصر به فرد تبدیل کند.

این مجموعه را نشر چشمه در سال 1387 با قیمت 1800 تومان راوانه ی بازار کرده است.