حفره ها
آنانچه ميبيني
و آنانچه ميشنوي
و آنانچه دست ميکشي
و آنانچه درک ميکني،
بن بست ميشود.
حفرهها، تو را پيش ميبرند...
نکتهي جالب توجه در اين مجموعه، شکل روايت گونهي تقريبا تمام اشعار است. شعر از جايي در ميانهي روايت ذهني شاعر آغاز ميشود، نخ تخيلات شاعرانه ماجراها را به هم ربط ميدهد و با يک پايان شگفت انگيز و غافلگيرانه، به سبک هميشگي اشعار عبدالملکيان، به پايان ميرسد در حالي که به خوانندهي خود تصوير جديدي از اتفاقات و ماجراهاي هميشگي و تکراري زندگي داده است. همين موضوع، در خوانش اول، گاهي باعث گم شدن رشتهي اتفاقات ميشود که استفادهي چند منظورهي شاعر از کلمات در پيش آمدن اين سردرگمي شاعرانه بيتاثير نيست. بهترين مثال براي اين مورد شعر خزر است. در اين شعر عبدالملکيان با نگاهي شاعرانه تاريخ ايران را، از زمان باستان تا کنون، در اپيزودهاي کوتاهي که با ترجيع بند «کبريت بکش» از هم جدا و به هم وصل ميشوند، مرور ميکند تا به خزر، اين مرز سبز و شکوهمند مي رسد و از نام خزر به نام زني دريايي. در پايان شعر، انگار تمام تاريخ در وجود يک زن خلاصه شده است.
هنر عبدالملکيان بيش از هر چيز در ارائهي تصاوير جديد و شاعرانه اما کوتاه از پديدههاي معمولي است.اين موضوع باعث ميشود تا خواننده در عين حالي که از کليت يک شعر لذت ميبرد، نقاط اوج شعر را هم که در اين تصاوير گنجانده شدهاند به خاطر بسپارد.
حفرهها، تصوير حفرهها و تنهاييهاي دروني يک شاعر است، که با سوالاتي تکراري که بيدليل هر روز و هر روز بزرگتر ميشوند، پر شده است.
باراني که روزها
بالاي شهر ايستاده بود
عاقبت باريد،
تو بعد سالها به خانهام آمدي...
تکليف رنگ موهات
در چشمهام روشن نبود
تکليف مهرباني، اندوه، خشم
و چيزهاي ديگري که در کمد آماده کرده بودم
تکليف شمعهاي روي ميز
روشن نبود...
من و تو بارها
زمان را
در کافهها و خيابانها فراموش کرده بوديم
و حالا زمان داشت
از ما انتقام ميگرفت
در زدي
باز کردم،
سلام کردي
اما صدا نداشتي،
به آغوشم کشيدي
اما سايهات را ديدم
که دستهايش توي جيبش بود
به اتاق آمديم
شمعها را روشن کردم
ولي هيچ چيز روشن نشد
نور
تاريکي را
پنهان کرده بود...
بعد
بر مبل نشستي
در مبل فرو رفتي
در مبل لرزيدي
در مبل عرق کردي
پنهاني، گوشهي تقويم نوشتم:
نهنگي که در ساحل تقلا ميکند
براي ديدن هيچ کس نيامدهاست.

کتاب شی ای اسرارآمیز است و به محض این که به جهان راه می یابد،هر واقعه ای امکان پذیر می شود!