حفره ها

حفره‌ها(مجموعه‌ي شعر)، گروس عبدالملکيان، نشر چشمه، چاپ دوم 1390، 2400 تومان

آنانچه مي‌بيني

و آنانچه مي‌شنوي

و آنانچه دست مي‌کشي

و آنانچه درک مي‌کني،

بن بست مي‌شود.

حفره‌ها، تو را پيش مي‌برند...

 
مجموعه‌ي جديد شعر گروس عبدالملکيان با شعر بالا، که اسم کتاب هم از آن آمده است، شروع مي‌شود. اين کتاب هم مثل ديگر آثار عبدالملکيان مجموعه‌اي از شعرهاي سپيد اوست، با نگاه خاص شاعر به پديده‌هاي اطرافش.

نکته‌ي جالب توجه در اين مجموعه، شکل روايت گونه‌ي تقريبا تمام اشعار است. شعر از جايي در ميانه‌ي روايت ذهني شاعر آغاز مي‌شود، نخ تخيلات شاعرانه ماجراها را به هم ربط مي‌دهد و با يک پايان شگفت انگيز و غافلگيرانه، به سبک هميشگي اشعار عبدالملکيان، به پايان مي‌رسد در حالي که به خواننده‌ي خود تصوير جديدي از اتفاقات و ماجراهاي هميشگي و تکراري زندگي داده است. همين موضوع، در خوانش اول، گاهي باعث گم شدن رشته‌ي اتفاقات مي‌شود که استفاده‌ي چند منظوره‌ي شاعر از کلمات در پيش آمدن اين سردرگمي شاعرانه بي‌تاثير نيست. بهترين مثال براي اين مورد شعر خزر است. در اين شعر عبدالملکيان با نگاهي شاعرانه تاريخ ايران را، از زمان باستان تا کنون، در اپيزودهاي کوتاهي که با ترجيع بند «کبريت بکش» از هم جدا و به هم وصل مي‌شوند، مرور مي‌کند تا به خزر، اين مرز سبز و شکوهمند مي رسد و از نام خزر به نام زني دريايي. در پايان شعر، انگار تمام تاريخ در وجود يک زن خلاصه شده است.

هنر عبدالملکيان بيش از هر چيز در ارائه‌ي تصاوير جديد و شاعرانه اما کوتاه از پديده‌هاي معمولي است.اين موضوع باعث مي‌شود تا خواننده در عين حالي که از کليت يک شعر لذت مي‌برد، نقاط اوج شعر را هم که در اين تصاوير گنجانده شده‌اند به خاطر بسپارد.

حفره‌ها، تصوير حفره‌ها و تنهايي‌هاي دروني يک شاعر است، که با سوالاتي تکراري که بي‌دليل هر روز و هر روز بزرگ‌تر مي‌شوند، پر شده است.

باراني که روزها

بالاي شهر ايستاده بود

عاقبت باريد،

تو بعد سال‌ها به خانه‌ام آمدي...

تکليف رنگ موهات

در چشم‌هام روشن نبود

تکليف مهرباني، اندوه، خشم

و چيزهاي ديگري که در کمد آماده کرده بودم

تکليف شمع‌هاي روي ميز

روشن نبود...

من و تو بارها

زمان را

در کافه‌ها و خيابان‌ها فراموش کرده بوديم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام مي‌گرفت

در زدي

باز کردم،

سلام کردي

اما صدا نداشتي،

به آغوشم کشيدي

اما سايه‌ات را ديدم

که دست‌هايش توي جيبش بود

به اتاق آمديم

شمع‌ها را روشن کردم

ولي هيچ چيز روشن نشد

نور

تاريکي را

پنهان کرده بود...

بعد

بر مبل نشستي

در مبل فرو رفتي

در مبل لرزيدي

در مبل عرق کردي

پنهاني، گوشه‌ي تقويم نوشتم:

                     نهنگي که در ساحل تقلا مي‌کند

                     براي ديدن هيچ کس نيامده‌است.

یک پست و دو کتاب


تنفس آزاد با محمدعلی بهمنی(مجموعه شعرهاي سپيد)،انتشارات فصل پنجم، 1390، 3000 تومان
هرچند بهمني با غزل‌هايش شهرت دارد و همه او را به عنوان شاعري غزلسرا مي‌شناسند، اما او در قالب‌هاي شعري ديگر هم طبع آزمايي کرده است از جمله شعر سپيد که جديدترين دفتر شعري او مجموعه‌اي از اين دست است. شعرهاي سپيد بهمني در در تنفس آزاد يا همان حال و هواي عاشقانه‌ي هميشگي غزل‌هايش را دارند يا پر از دلتنگي و شکايت از روزهاي نبودن و غيبتش هستند. هرچند سپيدسروده‌هاي او به قوت غزل‌هايش نيستند اما خواندنشان خالي از لطف نيست

اين پنجره بي مورد مي شود

اگر تو

از آن سويش عبور نکني

اين اتاق

بي مورد مي شود

اگر اين پنجره را نداشت.

 

اين خانه

اين کوچه

اين محله...

فکرش را که مي کنم

من هم

شاعر بي موردي مي شدم


منظره‌ي پريده رنگ تپه‌ها، کازوئو ايشي گورو، ترجمه‌ي امير امجد،انتشارات نيلا، چاپ دوم 1389، 4500 تومان

Image

ايشي گورو نويسنده‌ي ژاپني الاصل ساکن انگلستان است که طي سال‌هاي اخير در ايران به شهرت رسيده است و کارهايش با ترجمه هاي مختلف راهي بازار کتاب شده‌اند.منظره‌ي پريده رنگ تپه‌ها اولين رمان ايشي گورو است که باعث شهرت او شد و توجه منتقدان را نسبت به او جلب کرد.

داستان کتاب از اين قرار است که زني ژاپني که سال‌ها پيش به همراه دخترش، همسر و کشورش را ترک کرده و به انگلستان مهاجرت کرده و زندگي جديدي تشکيل داده است، اکنون در سالروز مرگ همان دختر، خاطراتش را مرور مي کند.

اين کتاب برخلاف آثار بعدي ايشي گورو، رنگ بيشتري از مردم و فرهنگ ژاپني دارد. نکته‌ي جالب در مورد داستان منظره‌ي پريده رنگ تپه‌ها، هنرمندي نويسنده در شکل روايت خاطره‌ها است تاجايي که در آخر کتاب خواننده مشکوک مي شود که به راستي راوي واقعي خاطرات کيست و اتفاقات نقل شده چقدر مي توانند واقعي باشند. کتاب با زباني ادبي به بهترين نحو ممکن به مسئله‌ي مهاجرت و تاثير آن بر فرزندان مهاجران پرداخته است.

پيش از اين از ايشي گورو کتاب هاي بازمانده‌ي روز(ترجمه‌ي نجف دريابندري، انتشارات کارنامه)، وقتي يتيم بوديم(ترجمه‌ي مژده دقيقي، انتشارات هرمس)، هرگز رهايم مکن و تسلي ناپذير(ترجمه‌ي سهيل سمي، انتشارات ققنوس) به فارسي منتشر شده است.