تا به حال مزه ی کتابی را در دهانتان احساس کرده اید!؟ نپرسید مگر کتاب ها هم مزه می دهند!!؟ بله بعضی کتابها عجیب ترین مزه های دنیا را دارند. بعضی کتابها دلپذیرترین بوهای عالم را با خود دارند.
خیلی وقت بود که مزه ی هیچ کتابی به دهانم نیامده بود!! کتاب خوب زیاد می خوانم اما کتاب خوشمزه نادر است. تا رسیدم به کتاب « فرشته ها بوی پرتقال می دهند » نوشته ی حسن بنی عامری!

تا به حال نه از این نویسنده چیزی خوانده بودم و نه حتی اسمش را شنیده بودم. اما فقط می دانم بنی عامری یک نویسنده ی واقعی است. نویسنده ای که کلمات را می فهمد مزه ی کلمات را می شناسد و بوی آنها را با تمام وجود احساس می کند.
اسم کامل کتاب « بازی نامه ی فرشته ها بوی پرتقال می دهند- صورت خوانی در سه معرکه » است. این کتاب سه داستان دارد: معرکه ی دلاویز: فرشته با بوی پرتقال - معرکه ی دلربا: بابای آهوی من باش و معرکه ی دلارام: خانه ی شبگردها دور است.
داستان اول و سوم درشهر شیراز اتفاق می افتد و قهرمان هر دو داستان پسر نوجوان سرو زبان داری به نام دانیال است. اما داستان دوم روایت پسرنوجوان دیگری در خوزستان زمان جنگ است. یکی از زیبایی های این کتاب استفاده از لهجه و اصطلاحات مردم ناحیه ی شیراز و خوزستان در گفتگوهاست اما نه آن طور که خواننده احساس ناراحتی یا غریبی کند! در هر سه داستان یک پسرنوجوان راوی بخشی از زندگی خود و به نحوی طی طریق خود در مسیر بزرگ شدن است. هرچند هر سه داستان ماجراهای دردناک و درگیری ها و دلهره های روزانه ی آدم ها را بیان می کنند وحتی گاهی آدم دلش می خواهد از شدت اضطراب هر چه زودتر بداند آخر داستان چه می شود تا نجات پیدا کند اما طنزی که هنرمندانه در لابه لای گفتگوهای نوجوانان گرداننده ی حوادث تعبیه شده است زیبایی اثررا دو چندان می کند.
در هر سه معرکه داستان از وسط ماجرا شروع می شود و نویسنده آرام آرام و به بهانه های مختلف به عقب برمی گردد و ماجرا را تعریف می کند. اما همه ی اتفاقات را از ابتدا تا انتها دقیق وکامل نمی گوید . بخش های مهمی از داستان ها فقط از طریق سرنخ های نویسنده و بدون توضیحات و گاهی حتی بدون همین سرنخ ها به عهده ی خواننده گذاشته می شود و این شیرینی ماجرا را بیشتر می کند.
هر سه داستان شخصیت پردازی قوی و ملموسی دارند و باز هم می گویم که از ویژگی های مهم این کتاب دیالوگ ها و منولوگ های بی نظیر شخصیت های اصلی آن است.
هنر بنی عامری همان طور که قبلا گفتم استفاده از پتانسیل کلمات برای فضاسازی ماجراست. بوها و مزه ها به کمک کلمات می آیند تا یک کتاب مزه دار را بسازند! کتابی با طعم و بوی لیمو و پرتقال!!!
*پیوست: جلد کتاب نارنجی پرتقالی است و یک عالمه فرشته روی آن نشسته اند
نوشته شده توسط آزاده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 21:16 موضوع رمان | لینک ثابت
درباره وبلاگ

در من کودکی ست
که با تکان گهواره
بیدار می شود!
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
کتابخانه ی شماره 9 کانون پرورشی
دکتر کاووس حسن لی
حدیث غلامی
زهرا رئیس السادات
گروس عبدالملکیان
کارگاه ترجمه
رنگ از رخ تمام قلم ها پریده است
صادق هدایت
احمد شاملو
جن و پری
داستان ایرانی
شورای گسترش زبان فارسی
ادبیات و فلسفه
دیباچه
خوانش
وبلاگ گروهی ادبی دوچرخه
عباس معروفی
پروین سلاجقه
جایزه ی ادبی ایران
یادداشت هایی درباره ی قیصر امین پور
شمس لنگرودی
وازنا
مصطفی مستور
احمد پوری
انجمن مجازی ایران(ویژه نقد ادبی)
کتابلاگ
سیدفرشید سادات شریفی
کانون ادبیات ایران
خوابگرد
بازنگار
پیوندهای روزانه
کتابچی
در آغاز کلمه بود
تبعیدگاه
پرسه در خاک غربت
هستن
باز تعریف
کتاب برتر هیوا
دل نامه(آمنه سیلانه)
روح ناآرام
گاهان
تا بی نهایت
بیکرانه های من
جیغ بنفش
کمینه
صد روز تنهایی
فکرهای نامفهوم
بادبادک
محسن رضوی(رهیاد)
نی اندیشه گر
باشگاه کتاب
افسانه ها و اساطیر باستان ایران و دیگر کشورها
خواجه فاضل طهرانی( فاضل ترکمن)
آیدا در آینه( آیدا حق طلب)
خنده های صورتی(فریبا دیندار)
دست نوشته های یک بیمار روانی(محسن سراجی)
روز موقت(اصغر معصومی)
نگارستان(نگار رهبر)
از پشت شیشه های مشجر(سارا شاهدی)
تمشک تلخ
هستی(نازنین درودی)
لحظه های کاغذی(مریم محمدخانی)
آوای آزاد
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY