اینجا باشگاهی ست برای تمام کتاب خورهای عزیز! خوش آمدید
معرکه، لویی فردینان سلین، ترجمه سمیه نوروزی، نشر چشمه، چاپ دوم 1387 ، 2000 تومان معرکه، داستان یک شب پرالتهاب در یک سربازخانه است که برای یک سرباز داوطلب(خود نویسنده) می گذرد و همه چیز از دریچه ی چشم او به خواننده نشان داده می شود. تمامی داستان حول صحبت و گفتگوی سرجوخه ی سوار نظام با خودش یا سربازان می چرخد. در واقع معرکه ، برخلاف نامش ، یک داستان حادثه ای نیست بلکه عکس العمل، صحبت ها و اتفاقات جزیی ای که در یک شب بارانی می گذرد و از زاویه ی دید یکی از این سربازان دواطلب دیده و بازگو می شود هسته و طرح اصلی داستان را به وجود می آورد. از آنجایی که گفتگو تکیه گاه اصلی داستان است، سلین در انتخاب کلمات نهایت دقت را به کار برده تا در کنار توصیف جزئیات لحن خاص هر شخصیت را برای خواننده تداعی کند. از طرفی چون تمام ماجرا در سربازخانه روی می دهد داستان کلا به زبان عامیانه و محاوره ای نوشته شده است! یکی از ویژگی های مثبت این کتاب مقدمه ی آگاهانه و بسیار مفید مترجم در مورد سلین، آثارش و به ویژه «معرکه» است. سوختن در آب،غرق شدن در آتش، چارلز بوکفسکی، ترجمه پیمان خاکسار، نشرچشمه،1387، 3500 تومان سوختن در آب، غرق شدن در آتش، گزیده ای از اشعار بوکفسکی است که برای اولین بار به فارسی ترجمه شده است. اشعار بوکفسکی زبان ساده و بسیار صریح دارند، صراحتی که در خوانش اول به نظر بسیار غیرشاعرانه، روزنامه وار و خشک می رسد اما همین نگاه هم بار عاطفی خاصی به همراه دارد که وقتی شوک حاصل از خواندن شعر برطرف می شود خواننده را علاقه مند، متعجب و مجذوب می کند. مضمون این اشعار توصیف دنیای درون شاعر، جهان اطرافش و در نهایت تعامل این دو دنیا است که در موارد بسیاری به اختلاف و انکار می انجامد و خواننده را به حفظ دنیای شخصی اش تشویق می کند. از ویژگی های مثبت و منفی این کتاب باید به مقدمه ی آن اشاره کرد. مثبت به این علت که از آنجایی که اشعار بوکفسکی برای بار اول به خواننده ی فارسی زبان عرض می شوند،خواننده نیاز به یک آشنایی مقدماتی با این شاعر دارد و منفی به این دلیل که مقدمه آن طور که شایسته و بایسته است و از عهده ی معرفی بوکفسکی برنمی آید و تنها به ذکر سالشماری ناقص از این شاعر اکتفا می کند. البته مترجم احتمالا برای جبران این نقص و نگارش سطحی و شتابزده ی مقدمه، در آخر کتاب مصاحبه ای از بوکفسکی که توسط شان پن انجام شده می آورد تا خواننده با جهان ذهنی شاعر بیشتر آشنا شود. امروز در قطار با یک نابغه ملاقات کردم تقریبا شش ساله کنار من نشسته بود همان طور که قطار در امتداد ساحل حرکت می کرد اقیانوس را دیدیم او به من نگاه کرد و گفت «اصلا قشنگ نیست» و من اولین بار بود که این را فهمیدم. *جایزه ادبی ایران:به روز شد! 1-خوب!بعد از تاخیر چندین و چند روزه این بار کمی متفاوت برگشته ام! قرار بود سایت جایزه ی ادبی ایران اول آبان به روز شود و من هم قصد داشتم از آنجایی که حرفهای زیادی در این پست دارم، برای جلوگیری از طولانی شدن آن، شما را به سایت ارجاع بدهم اما سایت به علت مشکلات و گرفتاری های همیشگی همچنان به روز نشده و تاریخ به روز رسانی دقیق آن هم مشخص نیست. بنابراین برای اولین و آخرین بار ناپرهیزی می کنم و مطلبی را که برای جایزه ی ادبی نوشته ام(معرفی یک کتاب شعر و یک داستان) ، قبل از انتشار در سایت، اینجا می آورم! پس مطالب را بدون کم و کاست و به روال و فرم نوشته هایم در جایزه ی ادبی ذکر می کنم. پیشاپیش به علت تاخیر بیش از اندازه و طولانی شدن این پست عذرخواهی می کنم! *انتخاب، سیمین دانشور، نشر قطره، چاپ چهارم 1387 ، 2000 تومان «انتخاب» مجموعه ی 16 داستان کوتاه جدید سیمین دانشور است. نثر داستان ها به سبک دیگر آثار دانشور ساده و بدون پیچیدگی است و از لهجه ی شیرازی ، جابه جا، آگاهانه و حساب شده استفاده شده است. طرح تمامی داستان ها سرراست است اما نکته ی قابل توجه در مورد این مجموعه تلاقی تاریخ و اسطوره با زندگی امروز است! در اکثر داستان های این کتاب، دانشور با احضار شخصیت های تاریخی، عرفانی، اسطوره ای و حماسی و قرار دادن آنها در مقابل زندگی معاصر یا شرایط و حوادث جدید به بازآفرینی و یادآوری دوباره ی آنها پرداخته است. و یکی از هنرمندانه ترین و زیباترین داستان های این کتاب « میزگرد» است که اصلا داستان مصاحبه ی نویسنده(راوی) با رستم، حافظ، سعدی و اخوان است. یکی از دیگر ویژگی های این کتاب لحن شخصیت هاست. شخصیت های اکثر داستان ها بسیار اغراق شده و خارج از چارچوبی که نویسنده برای آنها ساخته است صحبت و اظهار نظر می کنند و در بعضی قسمت ها الحاق اشعار یا مسائل و دیدگاههای عرفانی به متن داستان، آن را بسیار شعارزده و حتی بی ربط با شخصیت و طرح داستان جلوه می دهد. البته در برخی از داستان ها می توان لحن اغراق آمیز را تلاش نویسنده برای به چالش کشیدن پدیده های درونی شده ی یک ایرانی معاصر دانست! فردی که بدون آنکه بداند ملغمه ای ست از اسطوره، تاریخ و بیش از هر چیزی اندیشه های عرفانی و صوفیانه! *دری لولا شده به فراموشی، ریچارد براتیگان، ترجمه ی یگانه وصالی، نشرچشمه، چاپ دوم 1387 ، 1600 تومان نام ریچارد براتیگان برای کسانی که ادبیات داستانی مدرن را پیگیری می کنند بیگانه نیست. بدون شک براتیگان یکی از اولین نویسندگان پست مدرنی ادبیات آمریکاست که در چند سال اخیر به لطف ترجمه های خوب یا بد مترجمان مختلف، شهرت و محبوبیت زیادی در میان خوانندگان ایرانی پیدا کرده است! اما براتیگان پیش از نویسنده بودن شاعر بوده و هست و به قول خودش: « من هفت سال شعر نوشتم که یادبگیرم چطور جمله بنویسم». دری لولا شده به فراموشی مجموعه ای از اشعار اوست که با ترجمه ی بسیار خوب یگانه وصالی منتشر شده است. اشعار براتیگان مثل داستان هایش نثر بسیار ساده ای دارند، سادگی ای که خواننده را جذب و شیفته می کند اما در این سادگی طنز همیشگی براتیگان که گاهی تلخی مخصوص به خود را دارد نیز یافت می شود. تمام شعرهای کوتاه هستند و بعضی از آنها در ژاپن سروده شده اند که می توان در آنها نگاه جست و جو گر براتیگان به دنبال زیبایی را دید. نکته ی جالب درباره ی این کتاب هماهنگی آگاهانه ی بین اسامی اشعار و شعرهاست. در واقع اسم شعر هم بخشی از شعر محسوب می شود و شاعر تا جایی پیش می رود که در بعضی اشعار اگر خواننده عنوان شعر را نداند متوجه ی منظور شاعر نمی شود! به تمام خوبی های کتاب، مقدمه ی مختصر و مفید مترجم را درباره ی براتیگان اضافه کنید! 2- جمعه ی هفته ی پیش شبکه ی دو سیما جدیدترین انیمیشن والت دیزنی: وال ای (wall-E) را (گذشته از دخل و تصرفاتی که در داستان شده بود) نشان داد. راجع به طرح کلی داستان این کارتون شنیده و چندجا با نظراتی مخالف آن مواجه شده بودم تا روز جمعه که آن را دیدم. وال ای یک ربات کوچک بازیافت مواد است که در کره ی زمین که قرن هاست متروک شده تنها رها شده و زندگی می کند. وال ای هر روز به شکل خودکار همانطور که برنامه ریزی شده به جمع آوری و سازمان دهی زباله های می پردازد اما او یک ربات معمولی نیست: وال ای یک حیوان دست آموز، یک سوسک، دارد، در یک کانتینر زندگی می کند ، کلکسیونی از اشیا جالب و متفاوت دارد، به موسیقی گوش می کند، فیلم می بیند و از همه مهمتر این ربات کاملا احساساتی است و یک آرزوی بزرگ دارد: داشتن یک دوست و تجربه ی یک عشق! تا اینکه روزی از این هزاران روز، یک ربات کاوشگر برای انجام آزمایشاتی به زمین فرستاده می شود و از اینجاست که ماجراهای جدیدی در زندگی چندین صد ساله و قالبی این ربات احساساتی شروع می شود! در تمام طول این کارتون تقریبا 90 دقیقه ای شاید به اندازه ی 10 دقیقه هم گفتگویی انجام نمی شود اما در کمال تعجب شما اصلا احساس کسالت نمی کنید. با اینکه کل داستان درباره ی ربات هاست اما شخصیت های آنقدر انعطاف پذیر طراحی شده اند که اثری از خشونت این طور داستان ها در آن دیده نمی شود. داستان سرشار از عواطف انسانی است!بله! عواطف انسانی در یک ربات! احساساتی که در طول سالیان دراز در یک موجود آهنی رشد پیدا کرده اند و بالیده اند مثل گیاه کوچکی که بعد از قرنها خرابی و آلودگی در زمین کشف می شود و امید برگشتن به زمین را برای ساکنانش به ارمغان می آورد. گیاه کوچک و عشق عمیق و درونی وال ای هر دو گنجینه هایی هستند که در زمین تنها مانده اند و منتظر تا کشف شوند. در واقع وال ای با اینکه یک ربات است حافظ احساسات و عواطف فراموش شده ی انسان هایی است که با اینکه زنده اند اما دور از زمین در سفینه ای برنامه ریزی شده به شکلی خودکار زندگی می کنند و مثل یک ماشین فراموش کرده اند انسان بودن یعنی چه؟!! در این کارتون غیر از گفتگوی کوتاه وال ای و ایوان(ربات کاوشگر) تنها 3 شخصیت دیگر داستان حرف می زنند: کاپیتان سفینه و یک زن و مرد که در کمال تعجب هر سه به نوعی با وال ای برخورد دارند و این ربات کوچک بودنشان را به آنها یادآوری می کند. عشق وال ای به ایوان و تلاش های ساده اما سخت کوشانه اش برای جلب محبت او بیننده را سرشار از لذت می کند. وال ای ، مثل اکثر شخصیت های کارتون های دیزنی، منادی ارزش های فراموش شده ی انسانی است! اما چطور ممکن است یک ربات احساس داشته باشد؟!! یک قانون کلی می گوید هر مصنوعی دربردارنده ی ویژگی های صانع خود است! وقتی کارتون را می دیدم تمام مدت این مطلب در ذهنم بود که ما آدم ها که مخلوق خالقی حکیم و مهربانیم، حکمت و مهربانی را از او به یادگار داریم و هر وقت دست به ساختن چیزی می زنیم، به ویژه اگر مخلوقی شبیه خودمان باشد، بدون کم و کاست این دو ویژگی را به او هم وام می دهیم و این سرایت عاشقانه برای همیشه ادامه خواهد داشت! وال ای مخلوق مخلوقاتی است که عشق در آنها سیلان داشته و ناخودآگاه به او هم سرایت کرده است! شاید بسیاری از منتقدان و تماشاگران، همانطور که پیش از این گفتم، این داستان را تکراری و دور از واقعیت بدانند اما به نظر من تکرار بعضی از مفاهیم ، هرگز تکراری و کهنه و خسته کننده نمی شود: یک نکته بیش نیست غم عشق وین عجب/ کز هر زبان که می شنوم، نامکرر است. کارتون وال ای مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد. اگر آن را دیده اید لطفا من را در نظراتتان شریک کنید و اگر هم هنوز ندیده اید به نظرم هر چه سریعتر اقدام کنید! 3-برای هر کدام از ما روزهای معناداری در تقویم وجود دارد که معنایشان را از اتفاقات خوب و بدی که هر لحظه برایمان اتفاق می افتند کسب می کنند. یکی از این روزها برای من 8 آبان، سه شنبه ای ست که قیصر امین پور از دنیا رفت. هرگز سختی و دردناکی 8 آبان را فراموش نخواهم کرد و به همین زودی یک سال از مرگ قیصر عزیز گذشته است! باورش خیلی سخت است اما چاره ای جز این نیست. این روزها بیشتر از هر روزی در این یک سال دلتنگ اویم و دوره اش می کنم. با اینکه هیچ وقت از نزدیک ندیده بودمش اما این موضوع چیزی از احساسم را نسبت به او تغییر نمی دهد. حس عجیبی از همان روزی که رفت به من می گوید او به تمام این علاقه و احساس واقف است. می دانم که می داند اما دوست دارم بگویم: قیصر عزیز! دلم برات تنگ شده...! در این زمانه هیچ کس خودش نیست کسی برای یک نفس خودش نیست همین دمی که رفت و بازدم شد نفس- نفس، نفس- نفس خودش نیست همین هوا که عین عشق پاک است گره که خورد با هوس خودش نیست خدای ما اگر که در خود ماست کسی که بی خداست، پس خودش نیست دلی که گرد خویش می تند تار، اگر چه قدر یک مگس، خودش نیست مگس، به هر کجا ، بجز مگس نیست ولی عقاب در قفس، خودش نیست تو ای من ، ای عقاب بسته بالم اگرچه بر تو راه پیش و پس نیست تو دست کم کمی شبیه خود باش در این جهان که هیچ کس خودش نیست تمام درد ما همین خود ماست تمام شد، همین و بس: خودش نیست «قیصر امین پور» 





نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت
12:37 توسط آزاده نجفیان| |
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت
18:33 توسط آزاده نجفیان| |


